سلام و درود بی پایان به شما روحانی فرهیخته و روشنفکر
بابت پاسخ به سوالات این جانب و اینکه وقت گذاشتین و به سادگی و شیوایی جواب بخشی از سوالات بیشمار من و هزار نفر مثل من را دادید صمیمانه سپاسگذارم و از ابراز لطف شما هم واقعا ممنونم و خودم رو لایق آن همه تعریفی که فرمودین نمیدانم .
خوشحالم که حداقل در ابراز همدردی با هم همدرد هستیم .
درباره همان خار هایی که با تعبیر زیبایی فرمودید در بین یک جامعه اسلامی وجود دارند هم واقعا من هم هم عقیده هستم و معتقدم باید برخورد باشد اما نه با چوب وچماق بلکه همان که حضرت علی (ع) فرمودند که با خوش خلقی و مهربانی.
امر به معروف و نهی از منکر زمانی خوب و موثر است که با رافت و عطوفت باشد نه اینکه متاسفانه هر روز شاهد التماس و گریه جوانان در خیابان ها باشیم و آن ها را به زور داخل خودرو های قفس دار بی اندازند و به کلانتری ببرند و یک شب آنجا نگه دارند و تعهد بگیرند و ...
البته در این یکی دوماه و از ماه مبارک رمضان به این طرف وضع کمی بهتر شده و لی طبق شواهد آنطور که آقای رادان اعلام کردند بزودی طرح شدید تری آغاز خواهد شد که ...
در بحث اراذل هم همه مردم خوشحالند که اراذل دستگیر میشوند ولی آن هم باید طبق قانون باشد نه اینکه در وسط خیابان از گردن آنها آفتابه آویزان کنند و دستهایشان را ببندند و روی شکمشان راه بروند و بخندند !!!
چنین مواردی فقط در پلیس آمریکا دیده میشود .
صد البته شخص جناب عالی هم در نوشته هایتان تایید فرمودید که چنین برخوردهایی غیر از اینکه وجهه نظام و اسلام و مسلمانان را تخریب کند نتیجه دیگری ندارد . از نظر بازدارنگی هم نهایتا یکی دو سال شاید زیر زمینی و پنهانی شود ولی مطمئنا با روی کار آمدن دولت دیگر و طرز تفکر دیگر دوباره همان آش و همان کاسه .
مثلا در همین گشت های ارشاد بجای دستگیری و کلانتری و ... میشود در همان خودرو های گشت ارشاد از چند کارشناس اجتماعی و روحانیان دینی و ... جهت مشاوره 10 . 15 دقیقه ای استفاده کرد و من مطمئنم اگر دختران مخصوصا تاریخ و فرهنگ کشورشان را بدانند و بدانند که حتی قبل از ورود اسلام به ایران زنان و دختران ایرانی در حد عرف محجبه بوده اند و اینکه حتی یهودیان و مسیحیان و بودایی ها هم هنگام رفتن به کلیسا و معبد و ... حجابشان را رعایت میکنند . خودشان به صورت قلبی و نه از روی زور و چماق . حجاب و تاریخ و تمدن و فرهنگشان را می پذیرند .
خلاصه سر شما را درد نمی آورم چون شما اهل فن هستید و خودتان همه این موارد را بهتر از من و ما میدانید و از این بابت خیلی خوشحالم .
مثلا در نوشته ای که در یکی از پست های قبلی وبلاگم نوشتم این بود که بصورت تصادفی یک سایت شرقی که هیچ ارتباطی هم با مخالفان نظام جمهوری اسلامی نداشت مقاله ای را خواندم که با تیتر درشت و با انداختن چند عکس از سر و صورت خونی دختران کنار گشت ارشاد .به انگلیسی نوشته بود زنان ایران در جهنم و از خوانندگانش خواسته بود که نظرشون رو درباره اون موضوع بنویسند . تقریبا همه مخاطبانش بجای نظر دادن درباره ایران . درباره اسلام نظر داده بودند و اسلام رو دین خشونت و ترور و سرکوب زنان خوانده بودند و گفته بودند این رفتار خشن با زنان در ایران و افغانستان و ... ناشی از وجود دین اسلام و ... است.
در پایان باز هم از شما تشکر میکنم که من را قافلگیر کردید و پاسخ دادین و از این بابت واقعا از شما ممنونم .
باور کنید من به آقایان احمدی نزاد . هاشمی رفسنجانی . خاتمی . آیت الله خامنه ای . کروبی . و دهها شخصیت سیاسی و دینی و فرهنگی و ... خیلی مفصل تر از شما نامه نوشتم و حتی برای آقای احمدی نزاد حدود 10 بار مفصلا نامه نوشتم ولی دریغ از یک بار پاسخ دادن یکی از این عزیزان .
البته فقط یکبار از دفتر ریاست جمهوری ایمیلی آمد که در ان نوشته شده بود : پیگیری شود !!!
حالا حدود 4 ماه گذشته ولی نمید انم کی قرار است پیگیری شود !
ببحشید که باز هم وقتتان را گرفتم .
خیلی خیلی از شما ممنون و سپاسگذارم .
به قول خودتان :
بیا سوته دلان با هم بنالیم ××××××××× که قدر سوته دل ، دل سوته داند
موفق و پیرو باشید
در پناه حق ...

بسمه تعالی
آقا مهدی عزیز
جوان دردمند و پویا و امیدوار و شجاع و ظلم ستیز و ستم سوز
باز هم سلام
در مورد اظهار نظر شما به پاسخ من به سوالات گذشته خودتان در مجموع 3 مطلب به چشم میخورد .
1. تشکر از پاسخی که بنحو کلی به سوالات کلی شما داده بودم.
2. فرمودید پاسخ به بخشی از سوالات من ، اشاره به اینکه پاسخ من برای همه سوالات شما نبود.
3. توضیحاتی درباره پاسخ هایی که من گفتم که معنای آن چنین است که حتی این قسمتی که بصورت کلی با شما صحبت کردم یا درست و گویا نبود و منظور من را به شما منتقل نکرد یا واقعا دارای نواقصی بود، لذا زحمت جدید میدهم و کوتاه به 3 مورد بالا اشاراتی دارم که امیدوارم در شفافیت کار کمک کند و در رسایی مطلب موثر باشد .
اما تشکر شما .
نشانه ی حق شناسی ، درک خوب شما از موقعیت یک نماینده مجلس که در عین حال روحانی هم هست و در عین حال در دانشگاه ها و در حوزه علمیه نیز تدریس میکند که علی القاعده وقت محدودی دارد و از این وقت محدود به وبلاگش سر میزند و برخورد با اظهار نظر جوان خوبی چون شما میکند و وقت صرف میکند که با او به درد دل بنشیند و در سطحی که ملاحظه فرمودید پاسخگوی ابهامات شما باشدو این حق شناسی و اظهار سپاس و تشکر از کسی که با شما چنین ارتباطی گرفته است شکری است که به وعده خداوند نعمت را بر شما افزون میکند . آنجا که در قرآن میفرماید " ان شکرتم لآزیدنکم " اگر شکرنعمت خدا کنید ، خدا آن نعمت را افزایش میدهد .به همین دلیل من هم با دریافت شکر شما روح خویش را بدهکار محبت شما میبینم و در پاسخ به ابهامات اظهار شده در سوالات اول که پاسخ من را به آنها پاسخ به بخشی از سوالات خود نام گذاشته اید عرض میکنم :
شما خود در ذیل اظهارات خویش به این نکته توجه داشتید که سوالات شما کلی و قابل بحث و بررسی است .جواب یک رویه روشن و شفاف نداشته و ندارد چون بخشی از آنها اظطرابی صحیح و بجا بود و بخشی دیگر قابل توضیح و تبیین که به نشست رویارو و دیدار خصوصی نیاز دارد و اگر قرار است به صورت نامه به اظهار نظری شبیه به آنچه گذشت طرح و بحث شود اولا باید مخاطب سوال شما کسی باشد که قانونا و عرفا مسئولیت پاسخگویی دارد. ثانیا سوالات تحت شماره 1 و 2 و . . . درآید و مشخص و شفاف مورد پرسش قرار گیرد که پاسخگویی آن نیز به همان جزئیت و شفافیت انجام گیرد .
چون سوالات شما اولا خطاب به من بود که خود هم همینگونه سوالات را دارم و مسئول پاسخگوییش هم من نیستم و صحیح هم نیست که در بلخ آهنگری خطا کند و یا ما خیال کنیم که خطا کرده است ولی در شوشتر مسگر بینوایی را یه دار بکشند و از او بخواهند که پاسخگوی خطای آهنگربلخ باشد که خود جنابعالی نیز این حقیقت را در اظهارات خود مورد توجه قرار داده بودید و به همین دلیل به مقداری که به گفته شاعر :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
به همین دلیل به این مقدار به اظهار هم دردی با شما و اظهارات کلی در برابر سوالات کلی شما نمودم.
اما در مورد مطلب سوم منظور من نیز از توضیحات گفته شده همان ها بود که شما برداشت فرمودید . باغبان باید مراقب باغ باشد ، در آب رسانی در کود دادن ، در وجین کردن ، در از ریشه در آوردن خار ها و علف های هرزه و هرس کردن شاخه های زائد و غیر لازم درخت ها و گل ها اما در همه این موارد از اعتدال و اندازه گیری نباید خارج شود . در مجموع این هدف باید تامین گردد که نهال سالم در باغ آسیب نبیند ، نهال آلوده و بیمار نیز به نحو صحیص آفت زدایی و درمان شود و رویش های غلط و ناسالم نیز از ریشه در آید و به زباله دان ریخته شود که اگر باغبانی با محبت کردن به باغ ، با کندن کندنی های باغ و بریدن بریدنی ها در باغ و اضافه کردن افزودنی ها در باغ به نتیجه سلامت باغ برسد که او را پر ثمر تر و با نشاط تر نماید باید بر او درود فرستاد و او را مورد تشویق و حمایت قرار داد .
جامعه انسانی نیز چنین است . اگر غلطی در این روند اتفاق افتد باید به مسئول یا مسئولان مربوطه که در مثال ما باغبان نام دارد تذکر و بیدار باش داد همانگونه که خود در اظهارات اشاره فرمودید.
سلامت و نشاط و پویایی ماندگار شما و همه جوانان عزیز این کشور را از خدا میخواهم .
