تبليغاتX
وبلاگ دفتر آيت الله شجاعي كياسري نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي وبلاگ دفتر آيت الله شجاعي كياسري نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي وبلاگ دفتر آیت الله سید حسن شجاعی کیاسری

    . . .جهت بار گزاري كامل صفحه و رويت عكس ها كمي صبر كنيد . . . .:

   ‌ :::: آیت الله شجاعی کیاسری نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی ::::


بنام خدا

امیر آقای عزیز و گرامی

سلام علیکم

برادر عزیز و خوش ذوق و محقق و پرسش گر و پیام خواه :

 

پیام بسیار خوب شما را که در تاریخ 4 دی ماه هشتاد و شش در وبلاگ اینجانب  ثبت فرمودید خواندم . بسیار مایل بودم زودتر از اکنون با شما ارتباط بگیرم و پاسخ سوال های مطروحه را تا جایی که ممکن است بدهم. لکن فشردگی کارهای روز مره که معمولا تا پاسی از شب ادامه میابد این فرصت و مجال را برای من فراهم نکرد  تا اینکه امشب به اطف خداوند اندک فرصتی فراهم شد تا به پاسخ سوالات شما بپردازم.

        قبل از شروع هر مطلب باید به این نکته اشاره کنم که شما عنوان آیت الله را نشانه ای از خدا اعلام داشته اید و بیان فرمودید کسی که چنین نشانه ای را دارد باید به سئوالات شما پاسخ بگوید و الا لباس خویش را تغییر دهد و به خدمت به مردم مشغول شود. باید توضیحا عرض کنم این عنوان را اینجانب برای خود انتخاب نکردم و هیچگونه ادعایی هم از نشانه خدا بودن ندارم .

          دیگران این نام را بر من نهادند و شما هم میتوانید با هر تعبیری که میخواهید نام ببرید . آنجه را که من هستم و در شناسنامه ام منعکس است ، "سید حسن شجاعی کیاسری" است .زائد بر این هر کسی طبق سلیقه و ادب و فهم خود به این کلمه می افزاید. چون در حوزه علمیه قم و سالها در دانشگاه تهران و شهید بهشتی و مجتمع های علمی کشور تدریس داشتم بعضی به هنگام دیدنم و یا هنگام نوشتن نامه عنوان بسیار مقدس استاد را بکار میبرند  و نیز در نوشتن مقالات و تفسیر نمونه در قرآن مجید زیر نظر استاد بزرگوار حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در جوار جمعی از دانشمندان کمک کردم گاهی به من مفسر قرآن مجید و یا نویسنده نیز اطلاق مینمایند.گاهی نیز در جلسات مذهبی و اجتماعی در دانشگاه ها و غیره سخنرانی میکنم به من خطیب و سخنران نیز میگویند . خلاصه از تکثیر امثله وقت عزیز شما را نگیرم . این نام ها و این عنوان ها از ادب و اخلاق و سلیقه مجامع مختلف علمی و فکری و اجتماعی و سیاسی برمیخیزد . ممکن است صحیح باشد و من شایسته آن باشم و یا غیر صحیح . به هر حال نام من سید حسن شجاعی است.

              اما سوالاتی که شما فرمودید سوالات هر انسان صاحب اندیشه است که باید هر انسان مسلمان پاسخ آن را منطقا بداند و به نیازمندان پاسخ دهد اعم از اینکه آیت الله باشد یا یک انسان معمولی و نیز اینکه فرمودید اگر نتوانستم و یا نخواستم به سوالات شما پاسخ دهم باید لباس خویش را از تن بدر آورم و لباس معمولی بپوشم و به مردم خدمت کنم باید عرض کنم که خدمت کردن با هر لباسی ممکن است و انتخاب لباس از حق آزادی انسان برمیخیزد بنا بر این اجازه فرمایید با همین لباسی که دارم خدمتگزار مردم باشم .

اما پاسخ به سوالات :

1.   سوال فرمودید ما از دین چه انتظاری داریم؟

پاسخ :

دین یک حقیقت است که در متن واقعیت ها و حقایق هستی جای دارد . یک مساله قراردادی و توافقی نیست که ما درباره آن میتوانیم پاسخ مثبت بدهیم  یا منفی بلکه یک حقیقتی است که اگر آن را پذیرفتیم مثل تمام حقایق عالم از تاثیر مثبت و ارزشی آن استفاده میگنیم و اگر آن را نشناختیم و یا نپذیرفتیم  ضرر هایی متوجه ما میشود      که اگر جاهل و نادان زندگی کنیم و علم و آگاهی نداشته باشیم .

       به عبارت دیگر عرض کنم :

            بشر این سوال را همیشه از خود پرسید و باز هم میپرسد. آیا مجموعه هستی و جهانی که ما در آن زندگی میکنیم منحصر به ماده و مادیات است؟ منحصر به فیزیک است؟ منحصر به طبیعت است ؟ و یا فراتر از ماده و فیزیک و طبیعت ، مجردات و متا فیزیک و ماورای طبیعت نیز وجود دارد؟

       اگر پاسخ شما و یا هر کس دیگر این باشد که جهان مساوی با طبیعت و ماده است و ماورای آن وجود ندارد چه دلیلی برای این ادعا و عقیده بنحو عقلانی و منطقی ارائه میکنید؟ جز اینکه بگویید ما هر چه را که با چشم میبینیم و یا با گوش میشنویم و با حواس دیگری مستقیم یا غیر مستقیم ارتباط میگیریم از مقوله مادیات است و زائد برآن در حواس ما نمیگنجد جون ماورای ماده با حواس ما قابل کشف و درک و فهم نیست پس ماورای ماده ای وجود ندارد . اگر این پاسخ را انتخاب کنید بنظر شما منطقی است ؟ چگونه عقل خویش را و روح خویش را و حتی اگر سر مبارک تان درد بگیرد میتوانید با حواس ظاهر درکش کنید ؟ و این درک را به دیگران منتقل کنید؟ در حالی که شما و همه انسان ها علاوه بر روح نباتی و حیوانی عقل و درک نیز دارید که به آن روح انسانی میگویند . اگر همه ابزار شناخت ما و ارتباط ما با هستی حواس ظاهر ما باشد که فقط مادیات را میفهمد هرگز قادر نخواهیم بود به مقولات یاد شده دسترسی پیدا  کنیم در حالی که شک نداریم که ایم مقولات نیز در ما هست .

       برادرم جهان بسیار فراتر از مادیات است که اگر منحصر به مادیات بود هرگز برای بسیاری از سوالات ما پاسخی نداشتیم . مثلا همه ما میپرسیم از کجا آمده ایم ؟ اول هستی و جهان کجاست؟ به کجا میرویم؟ پایان هستی کجاست؟ و اساسا چرا آمدیم؟ خود آمدیم یا دیگری ما را آورد؟ اگر خود آمدیم و اختیار ما از خود ما ست چرا میرویم ؟ و اگر کسی دیگر ما را آورده است آن کس کیست ؟ از جنس ماده است؟یا از جنس ماورای ماده ؟اگر در پاسخ سوال اول بگوییم جهان و هستی منحصر در ماده نیست . ماورای آن هم هستی وجود دارد . سوال میکنیم : آن هستی چگونه است؟ آیا با ما رابطه ای دارد یعنی با ماده و مادیات ارتباطی دارد یا نه ؟ اگر پاسخ دهید با ما رابطه ای ندارد و ما نیز با او رابطه ای نداریم چه دلیلی برای اثبات این حرف اقامه میکنیم؟ اگر بگویی با ما رابطه دارد ، رابطه ماورای طبیعت با ما چه جور رابطه ایست؟

            دو همسایه سازگار و یا ناسازگار در کنار هم هستیم ؟ و یا ارتباط علی و معلولی با هم داریم؟ ماورای ماده در ما و زندگی ما تاثیرات مثبت یا منفی دارد و یا ما بر آن تاثیرات مثبت و یا منفی داریم؟

       دین و جهان بینی دینی به این پرسش ها و صدها  پرسش دیگر پاسخ میگوید و انتظارات ما را برآورده میکند و روح تشنه و پرسشگر و محقق و مضطرب ما را با پاسخ های منطقی خویش آرام و مطمئن میسازد . به ما میگوید از کجا آمده ایم و به کجا میرویم و چرا آمده ایم ؟ چه باید هاییست که باید به آن ها عمل کنیم و چه ناباید هاییست که باید از آن اجتناب کنیم  تا از شرور و آفاتش در امان باشیم .

اینکه پرسیده اید بشر خدا را چگونه میشناسد ؟

باید عرض کنم : آشنا ترین و نزدیکترین کس به ما خداست .که اگر او را نشناسیم نه بدلیل نبودن و یا ناپیدا بودن اوست بلکه از زیادی نزدیکی و خودی بودن با او او را گاهی گم میکنیم . همان گونه که با عقلمان چنین میکنیم . همانگونه که با روح انسانیمان چنین میکنیم . مثل حیوان میخوریم و می آشامیم و میخوابیم و برمیخیزیم و زاد و ولد میکنیم و خیال میکنیم انسانیم در حالی که انسانیت با علم و آگاهی به جهان اطراف خود و فهم و درک  رابطه همه اجزای آفرینش با همدیگر و احساس درد مندی و همسویی با مردم ، با طبیعت ، با محیط زیست و گرد عدالت گشتن و از دروغ و فریب پرهیز کردن  و سود رسانی به جامعه و افراد آن و اجتناب از ظلم و ظالم و استثمار و استعمار خود را نشان میدهد.

       آری ، خدا نیز با هزار جلوه بر ما تجلی میکند و آثار خیر وجود خویش را به ما نشان میدهد . اگر قدری به وجدانمان بازگردیم آشنایی جانمان را با خدا احساس میکنیم. رفاقت و دوستی خویش را با او و او را نیز با خود  میفهمیم تا آنجا که در ادبیات ما آمده است :

برگ درختان سبز در نظر هوشیار         هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

 و یا میخوانیم :

به دریا بنگرم دریا تو بینم         به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت       نشان از قامت رعنا تو بینم

جلوه خداوند در هستی از همه مخلوقات آسمانی و زمینی او  جلوه گر است ، اگر نتوانیم که حتما نمیتوانیم وجود انواع هستی را به عنوان مثال حد اقل مادیات ، مثل خورشید و ماه و انواع ستارگان  و دریاها و صحرا ها و صخره ها و کوه ها را و انواع روییدنی ها و میوه ها و گل ها را وجودی مستقل و با الذات فرض کنیم حتما باید همه اینها را وابسته به یک وجود با الذات و مستقل بدانیم  که همه هستی  وام دار آن وجود مستقل اند و آن وجود مستقل ریشه همه هستی است و خود وام دار هیچ چیز و هیچ کس نیست .

ای همه قائم به تو ، تو قائم بذات                   

و این هستی قائم به خود و بی نیاز از  همه خداست .

برادر عزیزم ، اندیشمند جوان و پرسشگر دردمند :

این مختصری بود از پاسخ شما که در سایت ممکن است .اگر حال و حوصله بیشتر دارید برای  شناخت اصل ذات خداوند به  کتاب آفریدگار جهان   و برای شناخت صفات خداوند به کتاب خدا را چگونه بشناسیم؟  هر دو نوشته آیت الله العظمی مکارم شیرازی مراجعه فرمایید .

 

 

سوال کرده اید خداوند از بشر چه انتظاری دارد؟

              باید عرض کنم : او ما را قائم مقام خویش و خلیفه خود در آفرینش آفریده است. طبعا از ما انتظار دارد خدای بالعرض شویم و صفات خدا را در خود ایجاد کنیم تا به جایگاه قائم مقامی او در هستی برسیم. به جایی برسیم با اذن او در عالم خدایی کنیم. فرق خدا با بشر اینجاست که خدا با اذن خود خدایی میکند و قائم بذات خودش است  و خداییش را وام دار کسی نیست ولی انسان با اذن واجازه خدا و پیمودن راهی که او نشان داده است و پرهیز از هر چیزی که او منع کرده است به جایگاه خلیفه  اللهی و قائم مقامی او میرسد.خداوند برای اینکه ما به این جایگاه برسیم ما را دعوت به معرفت و شناخت کرده است و استادانی را همچون انبیای  عظام الهی بر ما مبعوث کرده است . آنها را امر به تعلیم و تربیت و راهنمایی ما و ما را نیز به اطاعت از آنان و دستوراتشان فراخوانده است .

 از آنچه را که گفتیم اجمالا به سه سوال شما پاسخ داده شد.

ما از دین چه انتظاری داریم ؟

ما از خدا چه انتظاری داریم ؟ و اسا سا خدا را چگونه باید بشناسیم ؟

و خدا از ما چه انتظاری دارد .

اما سوال چهارم.

 

پرسیده اید فرق بین دین اسلام و ادیان دیگر چیست؟

پاسخ:

         فرق بین دین اسلام که کامل ترین و آخرین دین خداست  که  بر مردم عرضه شده است مانند فرق بین آموزشگاه های عالی است با کلاس های ابتدایی و متوسطه و ترم های اول و دوم سوم دانشگاه است. در حقیقت بشر به اندازه ظرفیت خویش برای رسیدن به کمال  مطلق وسیله انبیا تعلیم یافته و راهنمایی شد و هر چقدر ظرفیت وجودی او بالا آمد معلم کامل تری با پیام بیشتری برای او مبعوث شد. این آهنگ از نخستین پیامبر الهی آغاز گردید . کم کم رو به کمال رفت تا به کامل ترین ظرفیت بشر رسید که توانست آخرین پیامبر و کامل ترین پیام را از خدا دریافت کند که از این پس با تکیه بر دانایی های محوری و بنیادی و اساسی که از کامل ترین نبی الهی دریافت کرد میتواند به راه خویش ادامه دهد و به مقصد نهایی برسد. پیامبران دست عقل و اندیشه ما را از پایین ترین مرحله گرفته اند و یکی پس از دیگری شیوه راه رفتن را در نظام آفرینش و هستی به ما آموخته اند تا اینکه در میدان شناخت و فهم و راهیابی به مقصد و دوستیابی و دشمن شناسی به اوج خود رسیده ایم و قوی پنجه و نیرومند به راه خویش تا مقصد ادامه میدهیم .

 

 

 

آیا هر کس  بگوید خدا مرا فرستاده یابد باور کرد ؟

این چهارمین سوالی است که شما مطرح فرمودید .

پاسخ :

خیر ، بلکه باید از او مطالبه دلیل کرد . که اگر دلیل قاطع و روشن و بدون نقص و نقض ارائه کند در این صورت او را ممکن است بپذیریم . البته باید این سخن فراموش نشود که رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) طبق صراحت قرآن و استدلال های فراوان خاتم پیامبران و آخرین پیام آور خداست و بعد از او اگر کسی ادعای نبوت نماید حتما بی دلیل و بی منطق و غیر لازم است. اگر توضیح بشتر لازم باشد به کتاب شریف پیامبران بزرگ و مسئولیت های بزرگتر مراجعه نمایید و همچنین به کتاب اعجاز قرآن .

 

 

کارت شناسایی پیامبران و پیامبر اسلام چیست؟

پاسخ:

کارت شناسایی هر پیغمبری معجزه ای است که از خود نشان میدهد که همین معجزه سند نبوت او و صداقت ادعای اوست . در یکی از سوالاتی که من دوازدهمین سوال شما شمارش کرده ام پرسیده اید معجزاتی که پیامبران میآورند چقدر واقعیت دارد و چه منبعی آنها را تایید میکند؟

در پاسخ معنای معجزه را عرض میکنم که شما با دریافت آن حتما اعتراف خواهید کرد که اگر چنین هنری در کسی که خود را فرستاده خدا میداند و جود داشته باشد عقل و درک هر انسان حق جو و حق خواهی او را تایید خواهد کرد و به او ایمان خواهد آورد .

       اما تعریف معجزه :

       معجزه از ماده عجز و ناتوانی است درمورد  نبوت انبیا به این معناست  که :

       اولا : شخصی ادعا بکند که من فرستاده خدا هستم و برای اثبات این ادعا دست به انجام کاری بزند که از قدرت هیچ بشری در هیچ کجای دنیای معاصر او چنین کاری برنیاید (اینکه قید کردیم در دنیای معاصر او معنایش این است در آینده شاید همین کاری که الآن به عنوان معجزه و کار فوق العاده مطرح است برای بشر های عادی هم قابل انجام باشد که در آن فرض دیگر معجزه نخواهد بود )  بنابر این اگر انسانی ادعای پیامبری بکند و کار فوق العاده ای انجام بدهد که بشر درآن زمان از انجام آن عاجز باشند به آن شخص مدعی نبوت اعلام نماید که این کاری که من انجام داده ام باذن خداوند و با قدرات او انجام داده ام و نه از پیش خود و بعد از انجام آن کار تحدی نماید که اگر شخصی میتواند چنین کاری بکند و یا اگر اشخاصی  ولو همه مردم روی زمین با هم هم فکری و هم گامی نمایند توان انجام چنین کاری داشته باشند ادعای مرا میتوانند نپذیرند و باطل اعلام نمایند و اگر هیچ کس در تمام عالم نتوانست و عاجز از انجام چنین کاری بود باید اعتراف نماید من که این کار را انجام داده ام  نیز مانند همه آنها ناتوانم و هیچ کاری از پیش خود نکرده ام بلکه بدلیل ارتباطم با خداوند چنین کاری انجام گرفته است.

جوان عزیز :

       به عنوان مثال در عصر حضرت موسی (ع) که ادعای نبوت کرد قدرت سحر و ساحری و جادوگری بسیار بالا بود در چنین عصر و زمانی موسی ادعای نبوت کرد و برای اثبات نبوت خویش عصایی را که در دست داشت و با آن گوسفندانش را می راند و برگهای درختان را بر زمین میریخت تا گوسفندانش بخورند و گاهی هم از فرط خستگی به آن تکیه میکرد از طرف خداوند مامور شد عصای خویش را بیاندازد و انداخت و تبدیل به مار بزرگی شدکه همه ساحران را به اعجاب واداشت و اولین گروهی که به او ایمان آوردند و پیامبری او را پذیرفتندخود ساحران بودند ! خودش نیز وقتی مامور شد آن مار عظیم را که همه سحر ساحران را بلعیده بود از زمین بردارد میترسید که خداوند به او دستور داد : نترس این همان عصاست که من آن را مار عظیمی ساختم . موسی دست پیش برد و عصا را از زمین برداشت و همه دیدند که در دست او عصاست . آری ساحران انواع کارهای ساحری میکردند اما از انجام چنین کاری عاجز بودند و این را مستند به خدا و قدرت او پذیرفتند  و ادعای موسی (ع)  را نیز بدنبال او قبول کردند و ایمان آوردند .

 

              ویا در زمان حضرت عیسی مسیح (ع) ملاحظه میکنید اولا نوزادی است از مادری بدون آنکه همسری دیده باشد و یا مردی او  را مسح و لمس کرده باشد به دنیا آمد و باز میبینید در حالی که نوزاد است و در گهواره است با مردم سخن میگوید و ادعای نبوت و پیامبری مینماید که مایع اعجاب همگان میشود و در بزرگی نیز که مردم از بیماری برس نوعا رنج میبردند و هیچ کس قدرت درمان آن را نداشت بیماران را بسادگی درمان میکردند و همه را مستند به قدرت خدا اعلام میداشت و از همه بالاتر مردگان را زنده میکرد که هنوز هم احدی قدرت ندارد  چنین کاری بکند !

       آیا این کارها که از دست احدی بر نمی آید خیلی از مصادیقش حتی در دنیای پیشرفته امروز نیز بر احدی مقدور نیست اگر بدست انسانی انجام گیرد که او مدعی شود من این توان و قدرت را از خود ندارم بلکه بدلیل ارتباط با خداوند و پیامبر او بودن این اذن را دریافته ام که چنین کارهایی را بکنم . نباید آنرا پذیرفت ؟ و برای تایید صحت گفتار و ادعای او به چیز دیگری نیاز است؟ وجدان شما چه میگوید؟

       اما معجزه ای که از پیامبر اسلام بعنوان کامل ترین و آخرین پیامبر به یادگار مانده است و هنوز  و هنوز های دیگر و تا قیام قیامت و همیشه تاریخ قرار است همچنان در اوج قدرت باقی بماند و هیچ اندیشه ای و زبان و بیانی و قلم و قدرتی در هیچ کجای عالم توان مقابله با آن را ندارد و نخواهد داشت قرآن مجید کتاب مقدس آسمانی اسلام است . کتابی است که همه عالم را به مبارزه طلبیده و اعلام کرده است یا مرا باور کنید  و ایمان بیاورید که من فرستاده خدا بر رسول اسلامم و اگر باور نمیکنید همه مدعیان را جمع کنید و کتابی مانند من را بنویسید . از نظر لفظ همه ادبا و سخنوران و قلم زنان عالم را در تمام زمان ها به اعجاب وا میدارد و ناتوانی همگان را از معارضه با آن بر ملا میسازد و از نظر معنا و مفهوم نیز قوانینی پویا و پاسخگو به تمام نیازهای فکری و روانی و اخلاقی و عملی و اجتماعی بشر دارد  که اگر خواستید در این باره بیشتر مطالعه کنید به کتاب اعجاز قرآن مراجعه نمایید.

در هفتمین سوال پرسیده اید گفته های پیامبران خدا چقدر با هم سازگار  و یا متناقض است ؟

پاسخ :

آنچه را که پیامبران در طول زمانها از طرف خدا آورده اند و بر بشر عرضه کرده اند همه باهم سازگارند و هیچگونه تضاد و تناقضی بین آنها نیست . همه خواستند مردم را با خدا آشنا کنند و فرمان خدا را به مردم ابلاغ نمایند و اندیشه و اخلاق  وگفتار و کردار  مومنان به خود را با پیام های خدا بسازند . در نهایت همانگونه که در بالا گفتیم ظرفیت گیرایی انسانها در زمانهای گذشته کمتر و به مرور قوی و قوی تر شد و بمناسبت هر روز و ظرفیت آن روز پیامبران مامور بودند پیامی را ابلاغ کنند و همه آنها در نهایت معلمانی بودند برای بشر که بعضی در کلاس اول ابتدایی درس دادند و بعضی بالا و بالاتر تا حد استادان بزرگی که در سطح بالاترین اساتید علمی جهان تدریس میکنند.

 

پرسیده اید

کتابها یی که از طرف خدا هستند چگونه تحریف شدند؟

پاسخ:

این سخن وقتی درست است که انسان آزاد نباشد . همانگونه که خدا چیزی را مقرر کرد بپذیرد و رنگ دیگری پیدا نکند. مانند زنبور عسل و مورچگان و کبوتران و همه جنبنده ها و خزنده ها و پرنده ها و چرند هها  ، دریایی و صحرایی  که مدل امروزشان با مدلهای قرن ها و قرن های پیش از این فرقی نکرده و نمیکند اما بشر بخاطر آزادی که خدا برای او خواسته است و استعداد های فراوانی که در او نهاده است میتواند پیام خدا و انبیا را بپذیرد و به آن ایمان آورد و پایبند و حافظ آن باشد و نتیجتا رشد یابد و دنیای آبادی را مدیریت کند و زندگی شادی را  برای خود و جامعه اش بوجود آورد  و  به اوج فکری و رقای عملی و اخلاقی و اجتماعی دست یابد  و مسیر بندگی را تا خلیفه اللهی و قائم مقام خدا شدن پیش رود  کما اینکه میتواند پیام خدا را نپذیرد و انبیای خدا را تکذیب نماید و به دین خدا پشت نماید و به بیراهه نفسانی قدم نهد  کما اینکه میتواند دین را به عنوان ابزار بپذیرد و با آن منافقانه و سود جویانه برخورد نماید و هر چه از پیام های الهی در کتابهای آسمانی آمده است اگر با هوای نفسش و هوای نفس خدایان دروغین ارایش شده اش تطبیق میکند بپذیرد و هر چه از آیات کتاب خدا که موافق منفعتش نبود ، آن را دور بریزد و تحریف نماید و چون خدا چنین آزادی را به بشر داده است و به او اجازه داده است بین صحیح و غلط و ایمان و کفر و وفا و بی وفایی هر چه خواست انتخاب کند. به همین دلیل میبینیم در کنار اندکی از مردم که همیشه به پیامبران ایمان آورده و میآورند و به این ایمان خویش وفادار و پایبندند ، کثیری هم کفر میورزند و ایمان نمی آورند و انبیا و پیامبران را تکذیب میکنند و میکشند و کتابهای آن بزرگواران را بی اعتنایی کرده و یا سود جویانه ایمان به بعضی از آنها میآورند و حفظش میکنند و نسبت به بعضی کفر میورزند و تحریف میکنند.

       البته این نکته هم نباید ناشنیده بماند که در زمان های گذتشه تنها وسیله حفظ کتب الهی حافظه مومنان به آن بود. نه کاغذی بود و نه قلم و سوادی و نه چاپ و امکان ضبط و حفظی  و لذا نگهداری پیام ها به همان صورت اصلی مقدور نبود  به همین دلیل  هیچ دینی و پیامبری برای همه مردم در همه زمانها مبعوث نشد .اینکه پیامبر اسلام آخرین پیامبر است و  کتاب او آخرین کتاب آسمانی است دلایل زیادی دارد از جمله همین نکته که امکان نوشتن و ثبت و ضبط کردن آیات در بشر بوجود آمده بود که هر روز هم پیشرفت های تازه ای کرد و این قدرت را به بشر داد که پیام های انبیا را حفظ نماید .

 

برادرم گرچه تعداد سوالات شما از نظر عدد بیش از این است اما آنچه را که تا الآن پاسخ دادیم اگر در آن دقت شود پاسخ سوال 

خدا چگونه نمیتواند از کتابش حفاظت نماید ؟

و یا

 آنکس که ادعای پیامبری خدا را دارد  چه ارمغانی برای بشریت آورده است؟

ویا

پیامبران متعدد چرا با کتابهای ضد هم آمده اند ؟

 ویا

 معجزات انبیا چقدر واقعیت دارد ؟

خود بخود روشن است  و اگر ابهامی داشتید تذکر دهید تا توضیح بیشتری بدهیم.

 

 

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لينک  | 

::::::             ........   ::::::::استفاده از كليه مطالب اين وب نوشت تنها با ذكر منبع مجاز مي باشد :::::::::