تبليغاتX
وبلاگ دفتر آيت الله شجاعي كياسري نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي وبلاگ دفتر آيت الله شجاعي كياسري نماينده ساري در مجلس شوراي اسلامي وبلاگ دفتر آیت الله سید حسن شجاعی کیاسری

    . . .جهت بار گزاري كامل صفحه و رويت عكس ها كمي صبر كنيد . . . .:

   ‌ :::: آیت الله شجاعی کیاسری نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی ::::


 

 

 

آيت الله شجاعي كياسري 

 

 

 

خلاصه اي از زندگينامه آيت الله شجاعي كياسري :

 

دوران كودكي :

 

 

·        ايشان در سال 1320 و در روستاي كياسر از توابع شهرستان ساري و در بستر خانواده اي روحاني  از نوادگان آقا سيد مير عماد وري ، از نسل امام موسي كاظم ديده به جهان گشود .

·        اولين استاد وي پدر بزرگش بود كه خود از روحانيون مقيد و فاضل دوران خود بود و ايشان را با آداب وسنتهاي مذهبي و ديني آشنا ساخت . به طوري كه ايشان قبل از دوران دبستان  ، با يك دوره كامل تاريخ اسلام  آشنا شد و از پنج سالگي ، قرآن و تلاوت آن و مختصري از مفاهيم و معاني آن را آموخت.

 

تحصيلات حوزوي وفعايت هاي علمي و اجتماعي :

 

·        در سال 1337 ، پس از پشت سر گذاشتن مقاطع تحصيلي با رتبه ممتاز ، در سن 17 سالگي با راهنمايي پدرش به حوزه علميه آيت الله كوهستاني ، از توابع بهشهر رفت .

·        سپس براي ادامه تحصيلات در حوزه علميه نكا در محضر استاد مرحوم آيت الله ليموندهي حضور يافت و باقي علم خود را نيز تا كتاب سيوطي در اين حوزه آموخت .

·        شهريور ماه سال 1339 وارد حوزه علميه قم شد و به علوم منطق ، فقه و بيان مسلط گشت. تسلط ايشان بر اين علوم در حدي بود كه همزمان با ادامه تحصيلات ،آموخته هاي قبلي خود را براي شاگردان تدريس مي نمود . جالب تر اينكه همزمان با تحصيل و تدريس ، از همان زمان جزو فعالان عرصه سياست و مبارزه نيز به شمار مي آمد.

·        در اين زمان آيت الله شجاعي كياسري  ، ضمن آنكه يك محصل موفق و يك مدرس زبده بود ، به عنوان خطيبي قدرتمند در مسائل سياسي و ديني كه پنجه اش در پنجه ساواك در گير بود ، شناخته شد .

 

·        ايشان تا سال 1344 ، سطوح عاليه تحصيلات حوزوي را كه مجموعه اي از فقه استدلالي و اصول  مترقي است ، در محضر اساتيد بزرگي چون آيت الله مكارم شيرازي ، آيت الله شيخ جعفر سبحاني ، آيت الله ميرزا حسن نوري همداني و آيت الله شيخ مصطفي اعتمادي به پايان رسانيد .

·        در طي سال هاي 1344 تا 1363 از محضر اساتيد بزرگ  و فقهاي بنام حوزه ، آيات عظام ، آقا ميرزا هاشم آملي ، آيت الله گلپايگاني ، آيت الله شيخ كاظم تبريزي  و آيت الله مرعشي نجفي بيشترين حظ و بهره را برد تا به درجه علمي اجتهاد دست يافت.

·        از سال 1359 ، پس از بازگشايي دانشگاه ها ، در كنار تدريس در حوزه ، به تدريس در دانشگاه هاي تهران ، امير كبير و خواجه نصير الدين طوسي ، شهيد بهشتي  نيز دعوت شدند

 

 

 

 

 

 

 

فعاليت هاي سياسي قبل از پيروزي انقلاب

 

 

·     سخنراني شجاعانه ، كوبنده  و افشاگرانه ايشان بعد از تبعيد حضرت امام به كشور تركيه ، براي در هم شكستن سكوت مرگبار و خفقاني كه ساواك در كل كشور و حتي حوزه علميه قم  ايجاد كرده بود ، از فعاليت هاي استثنايي ايشان است  كه در مسجد اعظم قم  و در جمع كثيري از علما و فضلا و شخصيت هاي بزرگ سياسي و علمي ايراد شد . البته اين سخنراني با هماهنگي و همكاري تعدادي از افراد جان بر كف ، از جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني و حجت الاسلام كروبي و جمع ديگري از فدائيان انقلاب انجام شد

 

.    در آن روزها اطلاعيه هايي كه توسط حوزه علميه قم براي كل كشور صادر ميشد معمولا به امضاي افراد ويژه و فداركار  جهت تضمين صحت اطلاعات مي رسيد كه البته صاحبان امضا همواره تحت تعقيب ساواك قرار داشتند . يكي از كساني كه همواره  نامش در كنار نام علما و اساتيد و فقهاي حوزه بود و نام آيت الله شجاعي كياسري بود كه نشان دهنده شجاعت كم نذير و شعور بالاي سياسي ايشان است.

     به طور كلي مردم شهر هاي :

     ساري – آمل – بهشهر – گنبد – علي آباد كتول – راميان – نكا – قائمشهر – بابلسر – چالوس – تنكابن – رشت – رودسر – بندر انزلي – فومن – كاشان – اصفهان – رفسنجان – اراك – خمين – خرمشهر - آبادان – كرمانشاه – همدان – نهاوند و بيجار  خاطرات سخنراني هاي آگاهي بخش و خفقان شكن ايشان را  حد فاصل سالهاي 1341 تا  1357 از ياد نخواهند برد .

 

 

·        آثار تحركات و فعاليت هاي انقلابي ايشان در جريان انقلاب ، به نقل از مراجع معتبرو شهادت شواهد به وضوح به چشم مي خورد ، از جمله سخنراني هاي بسيار موثر و تاريخ ساز ايشان ، سخنراني در جمع شاگردان خويش در روز 18   دي ماه 1356 بود كه حاوي اعتراضي شديد الحن به نوشته منحوس شاه ، چاپ شده در روزنامه اطلاعات بود .اين سخنراني تاريخي ، اولين اعتراض رسمي نسبت به اين نوشته به شمار مي آيد كه منجر به تعطيلي درس توسط ايشان و هدايت  طلاب  وحركت آنها از مدرسه خان آيت الله بروجردي به مسجد اعظم در محضر علما و مراجع بود (كه در مسير راه ، جماعتي ديگر نيز به آنها ملحق شده بودند) و اين حركت در 19  دي ماه تشديد و تقويت شد.

 

 

     از ديگر سخنراني هاي مهم ايشان مي توان به سخنراني هايي كه در شهر تهران و توابع آن از قبيل كرج و دماوند انجام دادند اشاره كرد به خصوص سخنراني آتشين ايشان در سال 1357 و  اوج انقلاب در مسجد نارمك  و حسينيه بني فاطمه تهران كه صدها هزار مخاطب داشت .

 

     البته ايشان در رهگذر اين مبارزات  سختيها و تهديد هاي فراواني را تحمل كردند  كه نمونه آنها آوارگي از يك استان به استاني ديگر و تبعيد و بند و زندان و شكنجه است .و نمونه بارز آن  ، تبعيد ايشان از سال 1343 به مدت 13 سال از استان مازندران  و ممنوع الخطابه بودن  ايشان است .

 

 

 

 

فعاليت هاي سياسي بعد از پيروزي انقلاب :

 

 

ايشان بعد از پيروزي انقلاب در سال 1358 با حكم حضت آيت الله  مشكيني به عنوان رياست دادگاه انقلاب اسلامي در استان مازندران منصوب شدند .

 

·        در سال 1363  ، علي  رغم ميل باطني ، به حكم ضرورت هايي كه در كشور پيش آمد ، از قم هجرت كرده  و براي پذيرفتن بار امانت نمايندگي مردم شريف شهرستان ساري در مجلس شوراي اسلامي ،براي سه دوره متوالي يعني دوره هاي  دوم و سوم و چهارم در اين جايگاه انتخاب و مشغول خدمتگذاري شدند.

 

·        بعد از دوره چهارم مجلس شوراي اسلامي و در سال 1375 به عنوان رياست شعبه بيست و سوم ديوان عدالت اداري  مشغول خدمت شدند .

 

·        در سال 1382 بار آراي مجدد مردم ساري به عنوان نماينده مردم ساري  در مجلس هفتم مشغول خدمتگذاري گشتند و اكنون از اعضاي فعال و صاحب نظر در كميسيون حقوقي و قضايي مجلس به شمار مي روند.

 

.    ممکن است این سوال برای بعضی از خوانندگان مطرح باشد که در دوره پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی که آیت الله شجاعی حضور نداشتند و در دیوان عدالت اداری بعنوان قاضی شعبه بیست و سوم مشغول خدمت بودند آیا با خواست خود بود یا دلیل دیگری داشت ؟

در پاسخ برای روشن شدن بیان میداریم که ایشان مانند دوره های دوم و سوم و چهارم کاندید مجلس بودند و در وسط تبلیغات یعنی خارج از وقت قانونی بدون هیچ دلیل روشن از سوی شورای محترم نگهبان منع صلاحیت شدند . تلاشهای خود ایشان و علمای محترم و مردم ساری برای کشف علت بی اثر ماند و در دوره ششم در دیر وقت تایید صلاحیت شدند که به طور فعال در انتخابات فرصت نداشتند و به این ترتیب از حضور در مجلس شورای اسلامی در این دو دوره محروم گشتند و مردم با وفای ساری در دوره هفتم نیز به او رای دادند و ایشان با افتخار اعتماد مردم وارد مجلس هفتم گردیدند .و ایشان در اعتراض به این رد صلاحیت و مطالبه علت آن ضمن نوشتن چندین نامه به شورای محترم نکهبان و بی جواب ماندن آنها به ناچار در تاریخ   نطق قبل از دستوری داشتند که متن آنرا در پست بعدی قرار خواهیم داد .

 

·        ايشان  در حال حاضر ضمن فعاليت هاي سياسي ، مشغول تدريس و تفسير قرآن كريم در حوزه علميه قم مي باشند .

·        از آثار برجسته ايشان مي توان به تفسير بيست و هفت جلدي نمونه ، كه به كمك جمعي از محققان و زير نظر آيت الله العظمي مكارم شيرازي حد فاصل سالهاي ۱۳۴۶ تا ۱۳۷۰ به رشته نگارش درآمده است اشاره كرد .اين تفسير در حال حاضر فراگير ترين تفسير قرآن در جهان اسلام مي باشد.

 

 

در اینجا لازم است به مبانی فکری ایشان درباره مسائل حکومتی اشاره کوتاهی داشته باشیم :

 

ایشان معتقد است حاکمیت اسلام  با هدف ارتقای کرامت انسانها ، آزادی انسانها و احترام به انسانها اعم از فرد و اجتماع معنا دارد

2. ایشان معتقد است عدالت اجتماعی و فراهم کردن فرصت مساوی کار و تلاش و ابتکار و تولید و توزیع عادلانه ثروت تکلیف حکومت اسلام است .

3. همچنین معتقد است فقر ، منفور جامعه اسلامی و تولید و ثروت با روش عادلانه و عاقلانه بدور از استعمار و استثمار، محبوب حکومت اسلام و جوامع اسلامی است و نتیجتا فقر ، تورم ، ضعف پول ملی ، رقابت ناپذیر بودن تولیدات ، بی انگیزگی برای سرمایه گذاری از سوی مردم ، نشانه ی بیماری حکومت و ضعف تدبیر و مدیریت حکومت است و نیز بیکاری ، سرگردانی جوانان حاصل این بیماری هاست

4. رشد علمی و شکوفا شدن تمدن اصیل اسلامی و انسانی از دستاورد های  دسته اول حاکمیت اسلام است

5. با توجه به بایدها و نباید هایی که در بالا ذکر شد در راس حکومت باید کسی حضور داشته باشد که از نظر بینایی و اگاهی و اطلاعات سیاسی و مدیریتی ممتاز ترین فرد جامعه باشد که در زمان غیبت امام زمان (عج) این شخصیت فقیه جامع الشرایط و عادل و با تدبیر است که در قانون اساسی مترقی کشور ما نیز به آن اشاره شد ه است . طبیعتا حکومت اسلام و جمهوری اسلامی وقتی مشروعیت دارد وسیله ولی فقیه مورد حمایت و هدایت و تایید باشد .او مرکزی است که باید قوای سراسر کشور شعاع آن باشند و از محوریت آن جدا نشوند .

6. مردم درحکومت اسلامی از دو نظر مهم و محوری اند :

        الف- حکومت برخاسته از مردم و تداوم یافته از مردم است و طبعا خود را مدیون و مرهون مردم و آهاد جامعه باید بداند

           ب - اساسا در بینش حاکمیت اسلامی با محوریت امامت دین ، نبوت  ، نزول کتاب و قرآن و تشکیل حکومت مقدمه است برای تربیت و تعلیم و رشد و بالندگی انسانها و جوامع انسانی و انسانها و امنیت آنها و عدالت در میان آنها و فراهم کردن فرصت های آموزشی در آنها و نیز فراهم کردن فرصت های زندگی برتر مادی و معنوی هدف دین و هدف تشکیل حکومت است . طبیعی است که اگر حکومت قادر باشد این منافع را در جامعه تامین نماید و از ظلم و فساد و فقر و تبعیض و نا امنی و جهالت و عقب ماندگی در جامعه جلوگیری کند . این حکومت منطبق با حاکمیت است و باید مورد حمایت آهاد ملت قرار گیرد و اگر خدای نکرده حکومتی نتواند باید ها و نباید های پیسش گفته را در جامعه تامین نماید حکومتی است بیمار و غیر منطبق با حاکمیت اسلام که باید جامعه بیدار و هوشمند به اصلاح آن قیام نماید و او را به سامان بیاورد که این نظارت تز سوی مردم و علما و در راس قدرت مقام رهبری بر حکومت ضروری است.

 

7. در سیاست خارجی استقلال کشور از سلطه بیگانگان بر اساس روابط متقابل انسان دوستانه و حسن معاشرت با همه ملت ها و دولت ها سرلوحه کار حکومت است بجز کشورهای نژاد پرست و ضد مردم و غاصب مانند حکومت اسرائیل در سرزمین فلسطین. همه دولتها در چهار چوب منافع و مصالح ملی و اعتقادی ما مورد قبول و احترامند . صلح و دوستی و برادری و آزادی ارزشمند جوامع انسانی از باورهای ایشان است.در تفکر ایشان ظلم از هر که سرزند و نا امنی از هر کجا تولید شود و خفقان تحت هر انگیزه ای بوجود آید محکوم و مطرود و منفور است .

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لينک  | 

::::::             ........   ::::::::استفاده از كليه مطالب اين وب نوشت تنها با ذكر منبع مجاز مي باشد :::::::::